بنام خدا

مبانی قرآنی عزاداری سالار شهیدان - بخش اول

آیت‌الله سیداحمد خاتمی معتقد است: عزاداری بر امام حسین(ع) مصداق بارز تعظیم شعائر است. شعائر به معنای علامت و نشانه است، شعائر الله یعنی نشانه‌های الهی، نهضت سیدالشهداء از شعائر بی‌تردید دین است و تا قیامت دین وامدار سالار شهیدان است.

آنچه در پی می آید بررسی مبانی جواز عزاداری برای اباعبدالله(ع) و ریشه های قرآنی این عزاداری و نیز سیره امامان معصوم(ع) در این خصوص و نقش مجالس عزاداری در معرفی اسلام ناب محمدی(ص) است .


معنا و مفهوم عزاداری
عزاداری سید و سالار شهیدان ابی عبدالله الحسین(ع) از حقایق بی تردید در دین ماست.
عزاداری مفهوم روشنی دارد، عزاداری یعنی در سوگ کسی اندوهگین بودن و ناله و زاری کردن و عزادار کسی است که غصه دار و اندوهگین است. برای تبیین موضوع چند محور را مورد بررسی قرار می دهیم:
1-مبانی مشروعیت اصل عزاداری بر اموات.
2-عزاداری بر سیدالشهداء(ع) و ریشه های قرآنی و حدیثی آن.
3-نقش مجالس عزاداری.
4-تاریخچه مخالفت با عزاداری سالار شهیدان.

جواز مشروعیت عزاداری
اسلام مکتب فطرت است، مکتب فطری نمی تواند با عزاداری مخالف باشد زیرا حزن و اندوه به هنگام از دست دادن عزیزان امری است که فطرت انسانی با آن سرشته است هرگز ممکن نیست که دین جهانی گریه و اندوه را در از دست دادن عزیزان تا وقتی که موجب خشم و غضب خداوند نشده تحریم کند.
پیامبر اکرم(ص) خود در عزای عزیزان می گریسته و هم دستور به گریستن می داده است. و اینک دلایل و شواهد از کتابهای اهل سنت:
1-پس از درگذشت حضرت عبدالمطلب پیامبر بر جد عزیزش گریست، ام ایمن می گوید:
«انا رایت رسول الله یمشی تحت سریره و هو یبکی» من پیامبر را دیدم که در پی جنازه عبدالمطلب راه می رفت در حالی که می گریست.
2-امیر مومنان علی(ع) می فرماید: وقتی خبر رحلت پدرم ابوطالب را به پیامبر دادم ایشان گریست، آن گاه فرمود: «اذهب فاغسله و واره غفرالله له و رحمه: او را غسل ده کفن کن و به خاک بسپار خداوند او را بیامرزد و مورد رحمت خویش قرار دهد
3-روزی پیامبر قبر مادر عزیز خود آمنه را در ابواء زیارت کرد و به گفته مورخان، آن حضرت در کنار قبر مادر گریست و همراهان خود را به گریستن انداخت.
4-پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به هنگام مرگ فرزند دلبندش ابراهیم می گریست و می فرمود: «العین تدمع و القلب یحزن ولانقول الا ما یرضی ربنا و انا بک یا ابراهیم لمحزونون؛ چشم می گرید و قلب می سوزد و جز آنچه مورد رضایت خداست نگوییم، ای ابراهیم ما در فراق تو در اندوهیم
عبدالرحمن بن عوف به آن حضرت گفت مگر شما خودتان از گریه بر اموات نهی نکردید حضرت فرمود: «لا ولکن نهیت عن صوتین احمقین و آخرین صوت عند مصیبه و خمش وجوه و شق جیوب ورنه شیطان و صوت عنه نغمه لهو هذه رحمه و من لایرحم لایرحم؛ نه اما از دو صدای جاهلانه و دو کار نهی کرده ام. داد و فریاد به هنگام وارد آمدن مصیبت و خراش دادن صورت و پاره کردن گریبان و صدای گریه ای که در حلق پیچانده شود که شیطانی است و صدای نغمه لهوآمیز اما این گریه من ناشی از عطوفت و رحمت است و البته کسی که رحم نکند بر او رحم نمی شود.
5-پیامبر(ص) در مرگ فرزندش طاهر نیز گریست و فرمود: «ان العین تذرف و ان الدمع یغلب و القلب یحزن و لانعصی الله عز و جل؛ چشم گریان است و اشک ریزان و قلب سوزان و البته خداوند را عصیان نخواهیم کرد
6-فاطمه بنت اسد همسر حضرت ابوطالب و مادر حضرت امیرالمومنین علی(ع) که نزد پیامبر بسیار محبوب بود در سال سوم هجری درگذشت. پیامبر که او را همچون مادر خویش می دانست از رحلتش بسیار اندوهگین شد و گریست، مورخان می گویند: «صلی علیها و تمرغ فی قبرها و بکی؛ پیامبر بر او نماز خواند و در قبرش خوابید و بر او گریست
7-وقتی در جنگ احد حمزه به شهادت رسید پیامبر بسیار غمگین شد: «لما رای النبی حمزه قتیلا بکی فلما رای ما مثل به شهق؛ پیامبر چون پیکر خونین حمزه را یافت گریست و چون او را مثله شده دید با صدای بلند گریه سرداد
8- در رحلت عثمان بن مظعون صحابی وفادارش اندوهگین شد، آورده اند: «ان النبی صلی الله علیه و آله قبل عثمان بن مظعون وهو میت و هو یبکی؛ پیامبر بر جنازه او بوسه زد و گریست
9-پیامبر پس از برگشتن از غزوه حمراء الاسد به دیدار خانواده سعد بن ربیع یکی از شهدای جنگ احد رفت و از حماسه و جانبازی سعد یاد کرد، خانواده سعد نیز با شنیدن سخنان پیامبر گریستند و اشک از چشمان حضرت سرازیر شد و آنان را از گریستن نمی نکرد.
نه تنها شخص پیامبر در داغ عزیزان عزادار می شد و می گریست بلکه توصیه بر گریه می کرد.
10-پس از پایان نبرد احد رسول اکرم(ص) راهی شهر مدینه شد، در آن هنگام زنان انصار در سوگ شهیدان خود می گریستند، پیامبر با شنیدن مویه عزاداران از شهادت و غربت عمویش حمزه یاد کرد و فرمود: «لکن حمزه لابواکی له؛ اما عمویم حمزه گریه کننده ندارد
اصحاب از این جمله فهمیدند که پیامبر دوست دارد که حمزه هم گریه کننده داشته باشد تا خواهرش صفیه احساس غربت نکند. لذا بعد اندکی صدای ناله و گریه زنان انصار بلند شد که برای حمزه می گریستند.
11-پس از شهادت جعفربن ابی طالب در جنگ موته پیامبر به خانه او رفت و با حضور خویش تسلی دل خاندان او گردید، آن حضرت به هنگام خروج چنین فرمود: «علی مثل جعفر فلیبک البواکی؛ باید گریه کنندگان بر همچون جعفر بگریند
12- روزی رسول خدا در تشییع جنازه یکی از مسلمان حضور یافتند و عمر نیز به همراه ایشان حرکت کرد. عمر تا صدای گریه زنان را شنید برآشفت و آنان را از گریستن نهی کرد، رسول خدا رو به عمر کرد و فرمود: «یا عمر دعهن فان العین دلمقه و النفس مصابه و العهد قریب؛ ای عمر کاری به آنان نداشته باش بگذار بگریند همانا که چشم گریان است و نفس مصیبت زده است و پیوند با تازه درگذشته بسیار نزدیک
با این دلایل تردیدی در جواز مشروعیت عزاداری باقی نمی ماند.

 

منبع : ماهنامه پاسدار اسلام شماره 325
 





تاريخ : چهارشنبه 25 آذر 1394  | 2:47 PM | نویسنده : شیردل شیروانی انارک | نظرات 0
.: Weblog Themes By SlideTheme :.